غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
386
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گفتار در بيان مجملى از حال جمعى كه وزارت سلطان محمود غزنوى نمودند و ذكر زمرهاى از فضلاء و شعرا كه با آن پادشاه مظفرلوا معاصر بودند باتفاق مورخان نخستين كسى كه وزارت سلطان محمود بن سبكتكين كرد ابو العباس فضل بن احمد الاسفراينى بود و ابو العباس در اوايل حال بكتابت و نيابت فايق كه در سلك امراء سلاطين سامانى انتظام داشت قيام مينمود و چون آفتاب اقبال از فايق بسرحد زوال رسيد خود را بملازمت امير سبكتكين رسانيد و بر مسند وزارت نشسته پس از فوت سبكتكين سلطان محمود نيز آن منصب را بوى مسلم داشت و جمال حال ابو العباس اگر چه از حليهء فضل و ادب و تبحر در لغت عرب عارى بود اما در ضبط امور مملكت و سرانجام مهام سپاهى و رعيت يد بيضا مىنمود و چون مدت دهسال از وزارت ابو العباس درگذشت اختر طالعش از اوج اقبال بحضيض و بال انتقال كرده معزول گشت بعضى از مورخان سبب عزل او را چنين گفتهاند كه سلطان محمود را بغلامان زهرهجبين ميل تمام بود و فضل بن احمد درين معنى بمقتضاى كلمه ( الناس على دين ملوكهم ) عمل مينمود و فضل در ناحيتى از ولايات تركستان خبر غلامى پرىپيكر شنيده يكى از معتمدان را بدان صوب گسيل كرد تا آن غلام را خريده در كسوت عورات بغزنين رسانيد و سلطان كيفيت واقعه را از غمازى شنوده كس نزد وزير فرستاد و غلام تركستان را طلب نمود و ابو العباس زبان بانكار گشود و يمين الدوله بهانهء برانگيخت و ناخبر بخانهء وزير تشريف برد و فضل بلوازم نياز و نثار پرداخته در آن اثنا آن مشترى سيما به نظر محمود غزنوى درآمد و محمود آغاز عربده كرده باخذ و نهب اموال وزير فرمان فرمود و مقارن آن حال رايات ظفرمآل بجانب هندوستان در حركت آمد و بعضى از امراء بدسگال بطمع اخذ مال ابو العباس را آن مقدار شكنجه كردند كه بجوار مغفرت ايزد متعال انتقال نمود در جامع التواريخ جلالى مسطور است كه ابو العباس اسفراينى پسرى داشت حجاج نام كه در كسب فضايل نفسانى سرآمد افاضل آن زمان بود و اشعار عربى در غايت بلاغت نظم ميفرمود و دخترى نيز داشت كه در علم حديث مهارت بىنهايت پيدا كرد چنانچه بعضى از محدثان از وى حديث روايت نمودهاند و اللّه تعالى اعلم بصحته احمد بن حسن ميمندى بعد از فوت ابو العباس وزير سلطان محمود غزنوى گشت و احمد برادر رضاعى و هم سبق سلطان بود و پدرش حسن در زمان امير سبكتكين در قصبهء بست بضبط اموال ديوانى قيام مينمود و آنكه بين الناس اشتهار يافته كه حسن در سلك وزراء سلطان محمود انتظام داشته عين غلط و محض خطاست و نزد علماء فن تاريخ اين خبر بىاصل و نامعتبر القصه چون احمد بن حسن بحسن خط و جودت عبادت و كثرت فضيلت اتصاف داشت در اوايل حال صاحب ديوان انشا و رسالت گشت و جذبات التفات سلطان